|
یه جوک بگم
يه روز يه افغانيه نمي خواسته كسي بفهمه افغانيه كتو شلوار مي پوشه و كيف سامسونت مي گيره دستش ميره به يك اداره .ناگهان يه نفر ازش مي پرسه ببخشيد شما افغاني هستيد؟ افانيه مي گه شما از كجه متوجه شديد؟ ميگه آخه كيفتون رو تو زنبيل گذاشتيد
غضتفر تو پارك با يه دختر قرار گذاشته بود . بعد همين كه داشتن حرف ميزدن يهو دختره ميگه :واي بابام از دور داره مياد . غضنفر ميگه بابات تا حالا منو ديده؟ دختره ميگه نه ! غضنفر ميگه اينكه ترس نداره بهش بگو من داداشتم 
به غضنفر ميگن: نفت طلاي سياه است. غضنفر فردا يه 5 ليتري مياندازد گردنش
|